تبليغاتX
ارلن مایر
یییییییووووووووووو ههههههههههههووووووووو

بالاخره اولین برف زمستون ۸۶ هم به زمین نشست.خییللللللللیی خوشگل

چه بموقع هم اومد.فکر کن شب یلدا بدون برف...

دلم حسابی لک زده بود واسه پیاده روی تو برف و زمین خوردن و برف بازی و.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 12:29  توسط سپیده | 
کار یه هفته در عرض چند دقیقه به فنا رفت

تازه داشتم دلگرم میشدم.

حیف این هفته رو از دست دادم.لیلا میگه فکرش رو نکن بالاخره همه دفاع میکنن ولی من میگم مهمه که چه جوری دفاع میکنن.

دوست ندارم بگم بدشانسی اوردم ولی بدشانسی اوردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 18:26  توسط سپیده | 
هیچ وقت فکر نمیکردم روز جمعه هم کارم به دانشگاه بکشه.ولی کشید..........

از اخرین باری که تو وبلاگم نوشتم تا حالا اتفاقات زیادی افتاده که حتی حال نوشتن تو سررسیدمم نداشتم ولی حتما یه روز از سیر تا پیازشو مینویسم چون شایسته نوشتنند.

اصلا حس جمعه ندارم.

روز جمعه تنها تو ازمایشگاه موندن تجربه جالبی بود.

صدای اذان میاد دلم ...............

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 17:12  توسط سپیده | 
راستی هدف خدا از افریدنمون چیه؟اون که به همه چی اگاه و واقف .

تا کی.......................... 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 16:51  توسط سپیده | 
چند وقتی کارام بد جور گره خورده که به هرکی میرسم ملتمسانه ازش میخوام برام دعا کنه و خودمم نذری نیست نکرده باشم و دعایی نیست نخوانده باشم .دیگه این اواخر خیلی نا امید شده بودم هی به خودم میگفتم اخه پس چرا دعاهام بی نتیجه ست ؟پس چرا خدا صدامو نمیشنوه ؟تا اینکه روز پنجشنبه گذشته که روز ولادت امام رضا (ع)بود ازش عیدی خواستم.

شب شد ولی هیچ خبری از عیدی نشد تا اینکه موقع برگشت وقتی تو اتوبوس داشتم سوره واقعه رو که نذرم بود میخواندم خوانوم روبروییم بهم یه انجیل هدیه داد و شروع کرد از خدا و حضرت مسیح گفتن.و برام یه جمله قشنگی نوشت :هرکه نام خداوند را بخواند ُنجات خواهد یافت. رومیان (۱۳:۱۰)

لحظه قشنگی بود میشد خدا رو تو دقایقش حس کرد و زندگی رو .

ولی خیلی خجالت کشیدم ُ کلی ادعای مسلمونیمون میشه ولی چقدر میشناسیمش؟ ایا غیر اینه که مسلمونیم چون تو یه خانواده مسلمون دنیا اومدیم.................

تا حالا شده به هم قران هدیه بدیم؟( البته من یه قران هدیه گرفتم )

یا شده دینمونو تبلیغ کنیم؟

کاش یه کاری کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 11:58  توسط سپیده | 
طی دو روز گذشته بارون خیلی قشنگی تهرونو حسابی شست و هوا رو پاک کرد امروزم ابرا از جلوی خورشید رفتن کنار و بهش اجازه خودنمایی دادن.اسمون حسابی به خودش رسیده .دماوند هم نخواسته کم بیاره داره پرغرور برام دست تکون میده.

امروز روز ولادت امام رضاست عید همه مبارک.منم دلم هوای امامزاده باغ فیض و عموم رو کرده.خدا بیامرزدش.یه وقتا فکر میکنم وقتی من مردم کسی برام پنجشنبه ها فاتحه میخونه؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:35  توسط سپیده |