تبليغاتX
ارلن مایر
ااااااااه...

چقدر مرگ بهمون نزدیک.از در دانشکده که میخوای رد شی اولین چیزی که این روزها جلب توجه میکنه پارچه های سیاه و اعلامیه های ترحیم.از همه بدترشون ایدین نیکخواه بهرامی پسر دکتر بهرامی بود .     تو اوج موفقیت و جوونی مفت مفت رفت.

برای دکتر بلالای هم خیلی دلم سوخت هر چند پدرش پیر بود.ولی پدر بود.                                 اقای رسولی ملقب به سوپر محله هم با فوت برادرش یه دکتر به قبل اسمش اضافه شد. 

                   

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 16:48  توسط سپیده | 
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها میروند تنها انهایی که با خود چتری به همراه میاورند به کار خود ایمان دارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 19:57  توسط سپیده | 
ساعت از نیمه شب داره رد میشه.یلدا خانوم داره بارو بندیلشو جم میکنه و واسه همه دعاهای خوب خوب میکنه تا سال دیگه........

یلدای همه مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 0:26  توسط سپیده |